تبليغاتX
حرف های حساب
حرف های حسابی رفقای من
 

چرا فلسطيني ها با شنيدن نام «دلال المغربي» گريستند؟

 

+ نوشته شده در  ساعت 20  توسط قلم به دست  | 

 

یادمان چفیه ...

از خونابه

 

+ نوشته شده در  ساعت 3  توسط قلم به دست  | 

 

سخنرانی آیت الله بهشتی در دانشکده فنی

هنوز هم مظلوم مظلومه و ظالم ، ظالمه

جلسه پرسش و پاسخ پیرامون حوادث و اتفاقات اخیر با حضور آیت الله دکتر بهشتی
زمان: روز شنبه 1358/12/4 از ساعت 17
مکان: سالن آمفی تئاتر دانشکده فنی

ولی‌آیت الله بهشتی، آرام و ساکت نشسته بود و فقط به هتاکی های آنها گوش می‌داد. تبسّمی بر لب داشت که اعصاب ما بچه حزب‌اللهی را خورد می‌کرد. چه معنا داشت که طرف داشت به نوامیست فحاشی می‌کرد، ولی تو بخندی؟
کم کم فضای سالن پر شد از داد و فریاد و فحاشی. ناگهان برق سالن قطع شد و سالن در تاریکی محض فرو رفت. چشم چشم را نمی‌دید. با قطع برق، صدای فحاشی بلندتر شد. حرف های بسیار رکیکی خطاب به خانواده آیت الله بهشتی فریاد شد.
وحشت وجود ما را گرفت که نکند ضد انقلابیون از فرصت پیش آمده سوء استفاده کنند و به ایشان آسیبی برسانند. هیچ کاری هم از دست ما ساخته نبود. با توجه به این که احتمال زیاد می‌دادیم که قطع برق با برنامه قبلی و حساب شده باشد، مراقب بودیم کسی از ردیف اول جلوتر نرود. به خاطر ازدحام جمعیت که در روی زمین و میان ردیف صندلی ها هم نشسته بودند، امکان کنترل جمعیت نبود. با هراس و وحشت نشسته و مضطرب بودیم که چه خواهد شد.
بیشتر از 10 دقیقه برق سالن قطع بود. بغض گلویم را گرفته بود. می‌خواستم در آن تاریکی گریه کنم. اصلا دیگر بحث سیاست و اختلاف عقیده مطرح نبود. فحاشی های بسیار رکیکی خطاب به خانواده آیت الله بهشتی می‌شد. مخالفت با بهشتی، چه ربطی به خانواده‌اش داشت که هر چه از دهان کثیف شان درمی آمد، به آنها خطاب می‌کردند. صداها درهم و برهم به گوش می‌رسید. ما که چاره و توانی نداشتیم، فقط داد می زدیم:
- ببند دهنتو بی شعور ... خفه شو ...

بقیه را در وبلاگ حاج حمید بخوانید ...


 

+ نوشته شده در  ساعت 19  توسط قلم به دست  | 

 

فقط برای آن که تاریخ حماسی مان را تحریف نکنند!

از حاج حمید داود آبادی

 

+ نوشته شده در  ساعت 23  توسط قلم به دست  | 

 

گذر تاريخ؛ يكم آبان، سالروز شهادت سيد مصطفي خميني

 

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط قلم به دست  | 

 

افلاکی خاکی

 

+ نوشته شده در  ساعت 22  توسط قلم به دست  | 

 

تصاویر ویژه هفته دفاع مقدس

 

+ نوشته شده در  ساعت 5  توسط قلم به دست  | 

 

نقد از درون

از گاهنامه

 

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط قلم به دست  | 

 

شهیدان بی سنگ قبر!

؟ ؟ ؟

 

+ نوشته شده در  ساعت 10  توسط قلم به دست  | 

 

رایحه دل انگیز از پیکر شهید در اسارت

 

+ نوشته شده در  ساعت 9  توسط قلم به دست  | 

 

ناياب ترين و متبرّك ترين شيـر دنيا!!!

+ نوشته شده در  ساعت 23  توسط قلم به دست  | 

 

رانت خواری برادر حاج رضا

"مهران" آزاد شد … قلب امام شاد شد

در جستجوی گم شده

سه دل نوشته حمید داود آبادی

شهید دستواره

 

+ نوشته شده در  ساعت 18  توسط قلم به دست  | 

 

عکس هایی ناب از جبهه

مجادله

+ نوشته شده در  ساعت 1  توسط قلم به دست  | 

 

تقدیم به دوست بااحساس و قشنگم "هم اتاقی"

آخرین یادداشت شهید چمران

ازکوچیک شما

+ نوشته شده در  ساعت 18  توسط قلم به دست  | 

 

از شلمچه هیچی به جز یه اسم نشنیده بودیم...

از راهیان نور

 

+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط قلم به دست  | 

 

تخریب اخراجی ها از "خانه شهید" تا "حوزه هنری"

از نوشته های حمید داود آبادی

+ نوشته شده در  ساعت 3  توسط قلم به دست  | 

 

شهدا شمع محفل بشریتند

TinyPic image

 

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط قلم به دست  | 

 

و ... تنها صداست که می ماند ...

بمباران شیمیائی سردشت

 

+ نوشته شده در  ساعت 13  توسط قلم به دست  | 

 

برای همه دخترهايی که باباشون موجيه

از وبلاگ حمید داود آبادی

+ نوشته شده در  ساعت 13  توسط قلم به دست  | 

 

به یاد شهید فلاحت پور

 

+ نوشته شده در  ساعت 8  توسط قلم به دست  | 

 

آنها بیدار نمی شوند!

TinyPic image

 

+ نوشته شده در  ساعت 8  توسط قلم به دست  | 

 

آخرین نوشته یک محکوم

از حمید داود آبادی

+ نوشته شده در  ساعت 7  توسط قلم به دست  |